مطهری زمان و علامه طباطبایی دوران القابی است که رهبر انقلاب اسلامی برای آیت الله #مصباح_یزدی بکار برده اند.
بیان جایگاه علمی علامه مصباح یزدی چیزی نیست که در این مجال بگنجد و اشاره به القابی که ذکر شد خود نشان از شان ایشان است.
ولی این روزها یکسری رسانه ها و افراد که خودشان را دگراندیش (اصلاح طلب) هم می نامند بدجوری با شوق اخبار مربوط به وضعیت جسمانی آیت الله مصباح یزدی را پوشش میدهند و گویی منتظر اتفاقی هستند.
به یاد دارم در روزگاری نه چندان دور ایشان با حضور در نمازجمعه تهران و ارائه سخنانی پیش از خطبه ها چه آتشی بر اردوگاه دشمنان نظام و عناصر داخلی شان میزدند و عجز آنان در پاسخ به بیان علمی و متقن ایشان فقط با ناسزاگویی همراه بود تا آنجا که حتی در چند مناظره هم شکستشان باعث شد که سمت مباحثه با علامه مصباح نروند و مدعیان آزادی اندیشه صرفا به ناسزاگویی به ایشان اکتفا کنند.
جالب اینجاست که آیت الله مصباح بجز عضویت در مجلس خبرگان رهبری(بعنوان نماینده مردم) هیچ پست و سمت رسمی در کشور نداشته که بخواهد در دعواهای قدرت حضور داشته باشد و صرفا به کار علمی و تربیت نیروی انسانی پرداخته و بعنوان یک نظریه پرداز مطرح انجام وظیفه نموده است و دلیل دشمنی ها را میتوان در عدم توانایی به پاسخگویی به اندیشه و بیان ایشان یافت.
اکنون واقعا تعجب میکنم و متاسفم برای برخی که وقتی نمیتوانند پاسخگوی منطق و استدلالات کسی باشند بگونه ای دنبال حذف او هستند.
مگر جز این است که ایشان از دانشمندان عصر ما هستند و پاسخ اندیشه را باید با اندیشه داد نه با آرزوی فقدان، وگرنه تفاوت با تروریستهایی که سایر دانشمندان (هسته ای، علمی و…)را فیزیکی حذف کرده اند در چیست؟!
امیدوارم خدا سلامتی را به ایشان بازگرداند و از نعمت وجودشان کما کان بهره مند باشیم. ذکر خاطره ای از یکی از شاگردان ایشان خالی از لطف نیست؛
حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی که سال ها در آمریکا به تحصیل و فعالیت مذهبی مشغول بوده است، یکی از خاطرات دوران تحصیل خود را چنین بیان می کند:
«دانشگاه بینگهمتون که در ایالت نیویورک قرار دارد،سالانه یک سمینار فلسفی برگزار می کند و از فیلسوفان بزرگ دنیا دعوت می شود تا با شرکت در این مراسم، به ارائه ی مقاله و کنفرانس علمی بپردازند. ارائه ی مقاله و کنفرانس در این سمینار، دارای ارزش علمی برای اساتید خواهد بود. چه اینکه در مجلات علمی دانشگاه به چاپ می رسد و جزو فعالیت های علمی به حساب می آید.
حدود ۱۴ یا ۱۵ سال پیش، از حضرت #آیت_الله_مصباح یزدی-دامت برکاته- دعوت شد تا در این سمینار حضور یافته و کنفرانس علمی داشته باشند. این سمینار توسط چیرمن دپارتمان فلسفه ی دانشگاه ، جناب آقای پرفسور آنتونی پرویس و پرفسور پرویز مروج اداره می شد.
حضرت آیت الله مصباح نیز دعوت این دانشگاه را پذیرفته و در روز مقرر حدود ۲۰ دقیقه به ارائه ی کنفرانسی راجع به فلسفه ی ملاصدرا پرداخت. این کنفرانس بلافاصله توسط پروفسور مروج به زبان انگلیسی ترجمه می شد. کنفرانس آیت الله مصباح آن قدر برای شرکت کنندگان جالب و اثرگذار بود که به طور ممّتد و مفصل برای ایشان دست می زدند.
پروفسور آنتونی پرویس(چیرمن دانشگاه و رئیس سمینار) که به شدت تحت تأثیر کنفرانس آیت الله مصباح قرار گرفته بودند، از شرکت کنندگان تقاضا کرد که در صورت امکان یکی از آنها وقت خود را به آیت الله مصباح بدهد تا بحث دیگری از فلسفه ی اسلامی را ارائه دهند.
یکی از حاضران در جلسه نیز با وجود ارزش علمی کنفرانس در این سمینار، بلافاصله وقت خود را به آیت الله مصباح داد و ایشان نیز بحث خود را ادامه دادند. بحث استاد مجدداً بسیار مورد توجه شرکت کنندگان واقع شد.
🔻این ماجرا گذشت تا اینکه سالها بعد، در اوج حملاتی که به آیت الله مصباح در روزنامه های دوم خردادی صورت می گرفت، روزی آقای پرویس که استاد راهنمای بنده بود، به من گفت:
مرتضی! من سابقاً فکر می کردم که این حق توحّشی که آمریکایی ها از برخی کشورها و به ویژه ایران می گرفتند، اشتباه است. اما الان نظرم عوض شده است و معتقدم که این حق توحّش را باید بگیرند!
گفتم چرا چنین اعتقادی پیدا کرده اید؟! گفت: مگر در کشور شما چند نفر مثل آیت الله مصباح وجود دارد که مطبوعات داخلی خودتان این همه به ایشان حمله و اهانت می کنند؟
من متحیر ماندم که چه پاسخی به او بدهم. گفتم: نویسندگان این نوع جراید به واقع نماینده ی مردم ایران نیستند و از علم و دانش بهره ای ندارند؛ از همه گذشته، فکر می کنم تعهدی به دین و وطن خود ندارند.»