شما اینجا هستید   |

    علمی-پژوهشی : اعتماد؛ سرمایه‌ای که در ترازنامه سازمان دیده نمی‌شود
اعتماد؛ سرمایه‌ای که در ترازنامه سازمان دیده نمی‌شود
از تجربه تا تدبیر؛ نگاهی تازه به مدیریت امروز

اعتماد؛ سرمایه‌ای که در ترازنامه سازمان دیده نمی‌شود

در یکی از سازمان‌ها، برای انجام ساده‌ترین کار، چندین امضا، چندین استعلام و چندین تأییدیه لازم بود. کارکنان به یکدیگر اعتماد نداشتند، مدیران به کارشناسان اعتماد نمی‌کردند و کارکنان نیز اطمینان نداشتند که اگر مسئولیتی بپذیرند، در زمان بروز مشکل از آنان حمایت خواهد شد. در نتیجه، همه تلاش می‌کردند مسئولیت را به دیگری واگذار کنند. نامه‌ها طولانی‌تر می‌شد، جلسات بیشتر برگزار می‌شد و مقررات هر روز پیچیده‌تر از قبل می‌شد.
در سازمان دیگری، بسیاری از امور تنها با یک گفت‌وگوی کوتاه و اعتماد متقابل پیش می‌رفت. افراد می‌دانستند که اگر اشتباهی رخ دهد، نخستین واکنش سازمان یافتن راه‌حل است، نه یافتن مقصر.
تفاوت این دو سازمان، نه در تعداد کارکنان بود، نه در میزان بودجه و نه در تجهیزات. تفاوت اصلی، در میزان “اعتماد” بود.

✅️ اعتماد؛ سرمایه‌ای که دیده نمی‌شود
در ادبیات مدیریت، اعتماد سازمانی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های رفتار سازمانی و سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود. پژوهشگران این حوزه، از جمله «راجر مایر»، «جیمز دیویس» و «اف. دیوید اسکورمن» در مدل مشهور خود (۱۹۹۵)، نشان دادند که اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که افراد سه ویژگی را در طرف مقابل مشاهده کنند: شایستگی، خیرخواهی و درستکاری.
به بیان ساده، کارکنان زمانی به مدیر خود اعتماد می‌کنند که باور داشته باشند او توانایی اداره امور را دارد، خیر و مصلحت سازمان و کارکنان را می‌خواهد و در تصمیم‌ها و رفتارهایش صادق و منصف است. اعتماد، برخلاف ساختمان، تجهیزات یا فناوری، قابل مشاهده نیست؛ اما آثار آن در همه جای سازمان دیده می‌شود.

✅️ چرا اعتماد این‌قدر مهم است؟
سازمانی که در آن اعتماد وجود دارد، برای انجام هر کار به ده‌ها بخشنامه و کنترل نیاز ندارد. در چنین سازمانی، اطلاعات راحت‌تر جریان پیدا می‌کند، همکاری میان واحدها افزایش می‌یابد، اشتباهات زودتر گزارش می‌شود و کارکنان با انگیزه بیشتری مسئولیت می‌پذیرند. اما وقتی اعتماد از بین می‌رود، جای آن را مقررات پیچیده، کنترل‌های متعدد و بوروکراسی سنگین می‌گیرد. در واقع، هرچه اعتماد کمتر باشد، هزینه اداره سازمان بیشتر خواهد شد.
به همین دلیل است که برخی اندیشمندان مدیریت می‌گویند: “اعتماد، ارزان‌ترین و در عین حال ارزشمندترین سرمایه هر سازمان است.”

✅️ اعتماد چگونه از بین می‌رود؟
اعتماد معمولاً یک‌باره نابود نمی‌شود؛ بلکه به‌تدریج فرسوده می‌شود. وقتی وعده‌های مدیران عملی نمی‌شود، وقتی معیارهای ارتقا شفاف نیست، وقتی کارکنان احساس تبعیض می‌کنند، وقتی اشتباهات کوچک با تنبیه‌های بزرگ پاسخ داده می‌شود یا زمانی که مدیران در عمل برخلاف گفته‌های خود رفتار می‌کنند، سرمایه اعتماد آرام‌آرام کاهش می‌یابد. نکته مهم اینجاست که ساختن اعتماد، زمان زیادی می‌خواهد؛ اما از بین رفتن آن ممکن است تنها با یک تصمیم ناعادلانه یا یک رفتار غیرصادقانه اتفاق بیفتد.

✅️ اعتماد و سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی، مجموعه‌ای از روابط، هنجارها و اعتماد متقابل است که همکاری را در سازمان تسهیل می‌کند. اگر اعتماد را حذف کنیم، سرمایه اجتماعی نیز به‌تدریج تحلیل می‌رود. در چنین شرایطی، هر واحد سازمانی به جزیره‌ای مستقل تبدیل می‌شود؛ همکاری میان بخش‌ها کاهش می‌یابد، اطلاعات پنهان می‌شود و هر کس بیش از آنکه به موفقیت سازمان بیندیشد، به حفظ موقعیت خود فکر می‌کند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران اعتماد را مهم‌ترین مؤلفه سرمایه اجتماعی می‌دانند.

✅️ نمونه‌ای از سازمان‌های دولتی
در برخی دستگاه‌های اجرایی، می‌توان نشانه‌های کاهش اعتماد را به‌وضوح مشاهده کرد. کارشناسان از ترس مواخذه، ترجیح می‌دهند تصمیم نگیرند. مدیران میانی، مسئولیت را به سطوح بالاتر ارجاع می‌دهند. واحدها اطلاعات خود را به‌سادگی در اختیار یکدیگر قرار نمی‌دهند و برای هر اقدام کوچک، مکاتبات متعددی انجام می‌شود. این رفتارها شاید در ظاهر نشانه دقت باشد، اما در واقع، اغلب بیانگر کمبود اعتماد در روابط سازمانی است. وقتی اعتماد کاهش پیدا می‌کند، بوروکراسی رشد می‌کند؛ نه به دلیل ضرورت، بلکه برای جبران نبود اعتماد.

✅️ مدیران چگونه اعتماد می‌سازند؟
اعتماد با سخنرانی و شعار ایجاد نمی‌شود؛ بلکه حاصل رفتارهای مستمر مدیران است. مدیری که به وعده‌های خود عمل می‌کند، در تصمیم‌هایش عدالت را رعایت می‌کند، اشتباهات را می‌پذیرد، اطلاعات را شفاف در اختیار کارکنان قرار می‌دهد و در روزهای سخت کنار همکارانش می‌ایستد، به‌تدریج سرمایه اعتماد را افزایش می‌دهد. در مقابل، مدیری که امروز چیزی می‌گوید و فردا برخلاف آن عمل می‌کند، شاید بتواند برای مدتی سازمان را با دستور اداره کند، اما هرگز اعتماد پایدار ایجاد نخواهد کرد.

✅️ یک تأمل مدیریتی
در سازمان ما اگر امروز یکی از کارکنان با یک مشکل یا اشتباه روبه‌رو شود، آیا با خیال راحت آن را گزارش می‌کند؟ آیا کارکنان تصمیم‌های مدیران را عادلانه می‌دانند؟ آیا همکاری میان واحدها بر پایه اعتماد است یا صرفاً بر اساس اجبارهای اداری؟
پاسخ به این پرسش‌ها، تصویری روشن از میزان سرمایه اجتماعی سازمان به ما می‌دهد.
در نهایت، اعتماد، بخشنامه نیست که بتوان آن را ابلاغ کرد؛ فرهنگی است که باید آن را ساخت.
سازمانی که سرمایه اعتماد را از دست بدهد، ناچار است جای آن را با لایه‌های بیشتر کنترل، مقررات و نظارت پر کند. اما هیچ بخشنامه‌ای، هرچقدر هم دقیق نوشته شده باشد، “نمی‌تواند جای خالی اعتماد را پر کند.”

📌«مدیریت، فقط دانستن نیست؛ هنر تبدیل تجربه به تدبیر است.»📌

✍️ دکتر سید مهدی قریشی
📅 شنبه – ۲۷ تیر ۱۴۰۵

دسته بندی : علمی-پژوهشی
به اشتراک بگذارید : | | |