شما اینجا هستید   |

    علمی-پژوهشی : هزینه هدررفته؛ چرا مدیران گاهی به اشتباهات خود وفادار می‌مانند؟

گاهی ادامه دادن یک تصمیم، نه به این دلیل است که هنوز تصمیم خوبی است، بلکه فقط به این دلیل است که برای آن تصمیم، قبلاً خیلی هزینه کرده‌ایم. پروژه‌ای چند سال است ادامه دارد. منابع مالی زیادی برای آن صرف شده، مدیران متعددی از آن دفاع کرده‌اند و حتی ممکن است درباره موفقیت آینده آن وعده‌هایی داده شده باشد. حالا شواهد نشان می‌دهد که پروژه دیگر توجیه اقتصادی یا مدیریتی ندارد. اما به جای توقف، دوباره بودجه اختصاص می‌دهیم و می‌گوییم: «حیف است بعد از این همه هزینه، کار را متوقف کنیم.» همین جمله ساده، یکی از دام‌های مهم تصمیم‌گیری است.

✅ هزینه‌ای که دیگر برنمی‌گردد 

در اقتصاد و علوم تصمیم‌گیری، هزینه هدررفته (Sunk Cost) به هزینه‌ای گفته می‌شود که قبلاً انجام شده و دیگر قابل بازیابی نیست. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این هزینه گذشته، بر تصمیم امروز ما اثر بگذارد. فرض کنید برای دیدن یک فیلم بلیت خریده‌اید، اما بعد از نیم ساعت متوجه می‌شوید فیلم اصلاً مورد علاقه شما نیست. اگر بگویید «چون پول بلیت را داده‌ام باید تا آخر بنشینم»، در واقع اجازه داده‌اید هزینه‌ای که دیگر قابل برگشت نیست، تصمیم امروزتان را تعیین کند. پول بلیت چه بمانید و چه سالن را ترک کنید، دیگر برنمی‌گردد. تصمیم منطقی باید بر اساس این باشد که از این لحظه به بعد، کدام انتخاب برای ما بهتر است.

✅ وقتی هزینه گذشته، آینده را گروگان می‌گیرد

این خطا در مدیریت بسیار جدی‌تر می‌شود. فرض کنید یک سازمان دولتی برای طراحی و اجرای یک سامانه جدید، چند میلیارد تومان هزینه کرده است. پس از راه‌اندازی، مشخص می‌شود سامانه با نیازهای واقعی کاربران سازگار نیست و حتی یک راهکار جایگزین، با هزینه کمتر و کارایی بیشتر وجود دارد. دو انتخاب وجود دارد؛ یا پروژه فعلی متوقف و منابع به راهکار جدید منتقل شود؛ یا سازمان برای حفظ سرمایه‌گذاری قبلی، دوباره هزینه کند، مشکلات سامانه را اصلاح کند و چند سال دیگر هم به آن فرصت بدهد. اگر استدلال اصلی گزینه دوم این باشد که «تا الان خیلی برای این سامانه هزینه کرده‌ایم»، با یک هزینه هدررفته مواجهیم. هزینه گذشته، دیگر قابل برگشت نیست. سؤال درست این نیست که «چقدر برای این پروژه هزینه کرده‌ایم؟» بلکه این است که «از امروز به بعد، ادامه دادن آن چه فایده و چه هزینه‌ای دارد؟»

✅ پروژه‌های نیمه‌تمام؛ یک مثال آشنا

یکی از جاهایی که این خطا می‌تواند خود را نشان دهد، پروژه‌های نیمه‌تمام است. البته هر پروژه نیمه‌تمام الزاماً پروژه ناموفق یا غیرضروری نیست. بسیاری از پروژه‌ها به دلایل منطقی باید ادامه پیدا کنند. مسئله زمانی آغاز می‌شود که تنها دلیل ادامه یک پروژه، هزینه‌هایی باشد که تاکنون برای آن انجام شده است. ممکن است یک طرح در زمان آغاز خود توجیه داشته باشد، اما شرایط اقتصادی، فناوری، نیازهای جامعه یا اولویت‌های سازمان تغییر کرده باشد. در چنین شرایطی، اصرار بر ادامه مسیر فقط به دلیل هزینه‌های گذشته، می‌تواند هزینه‌های جدیدی ایجاد کند. مدیری که شجاعت توقف یک تصمیم اشتباه را ندارد، گاهی برای اثبات درست بودن تصمیم قبلی، اشتباه بزرگ‌تری مرتکب می‌شود.

✅ چرا رها کردن سخت است؟

موضوع فقط محاسبه اقتصادی نیست؛ بخش مهمی از مسئله به روان‌شناسی تصمیم‌گیری برمی‌گردد. پذیرفتن اینکه یک تصمیم اشتباه بوده، برای مدیر آسان نیست. ممکن است اعتبار حرفه‌ای او زیر سؤال برود، دیگران بگویند «از ابتدا هم مشخص بود این کار اشتباه است» یا مدیر احساس کند منابعی را که در اختیار داشته، هدر داده است.به همین دلیل، گاهی مدیر به جای اینکه بگوید: «این تصمیم در شرایط جدید دیگر بهترین انتخاب نیست»، ترجیح می‌دهد بگوید: «کمی دیگر صبر کنیم؛ بالاخره نتیجه می‌دهد.» و این «کمی دیگر» ممکن است سال‌ها ادامه پیدا کند.

✅ یک پرسش ساده برای مدیران

برای مقابله با این خطا، در تصمیم‌های مهم یک سؤال بسیار ساده می‌تواند کمک‌کننده باشد: اگر امروز این پروژه را نداشتیم، با اطلاعاتی که اکنون در اختیار داریم، آیا حاضر بودیم آن را از ابتدا شروع کنیم؟ اگر پاسخ «نه» است، باید دلیل ادامه دادن را دوباره بررسی کنیم. البته پاسخ منفی به‌تنهایی به معنای توقف پروژه نیست؛ اما یک علامت هشدار جدی است که نشان می‌دهد باید هزینه‌ها و منافع آینده را، بدون گرفتار شدن در هزینه‌های گذشته، دوباره ارزیابی کنیم.

✅ مدیر خوب همیشه مدیرِ ادامه دادن نیست

در بسیاری از سازمان‌ها، ادامه دادن نشانه جدیت و پشتکار تلقی می‌شود و توقف، شکست. اما مدیریت حرفه‌ای گاهی درست برعکس است. ادامه دادن یک مسیر اشتباه، لزوماً نشانه پشتکار نیست؛ گاهی نشانه ناتوانی در پذیرفتن یک تصمیم اشتباه است. مدیر موفق کسی نیست که هیچ‌گاه تصمیم اشتباه نگیرد. چنین مدیری وجود ندارد. مدیر موفق کسی است که وقتی شواهد تغییر کرد، بتواند تصمیم خود را هم تغییر دهد؛ حتی اگر برای تصمیم قبلی هزینه زیادی پرداخت شده باشد. زیرا گذشته را نمی‌توان پس گرفت، اما می‌توان اجازه نداد هزینه‌های گذشته، هزینه‌های آینده را هم تعیین کنند. گاهی شجاعانه‌ترین تصمیم یک مدیر، نه آغاز یک پروژه جدید، بلکه گفتن این جمله است: «تا اینجا اشتباه کردیم؛ از اینجا به بعد باید درست تصمیم بگیریم.»

📌«مدیریت، فقط دانستن نیست؛ هنر تبدیل تجربه به تدبیر است.»📌

✍️ دکتر سید مهدی قریشی

📅 شنبه – ۲ آبان ۱۴۰۵

دسته بندی : علمی-پژوهشی
به اشتراک بگذارید : | | |