شما اینجا هستید   |

    علمی-پژوهشی : موفقیت دیروز، شکست فردا؛ چرا سازمان‌های موفق هم زمین می‌خورند؟
از تجربه تا تدبیر؛ نگاهی تازه به مدیریت امروز

موفقیت دیروز، شکست فردا؛ چرا سازمان‌های موفق هم زمین می‌خورند؟

شکست همیشه از یک تصمیم اشتباه شروع نمی‌شود. گاهی از جایی شروع می‌شود که یک سازمان بیش از اندازه به موفقیت‌های گذشته خود اعتماد می‌کند. سازمانی را تصور کنید که سال‌ها با یک روش مشخص کار کرده و نتیجه گرفته است. مشتریانش راضی بوده‌اند، کارکنانش به آن روش عادت کرده‌اند و مدیرانش هم بارها بابت همان شیوه کار مورد تحسین قرار گرفته‌اند. حالا شرایط تغییر کرده است؛ فناوری جدیدی آمده، نیازهای مشتریان عوض شده و رقبای تازه‌ای وارد میدان شده‌اند. اما سازمان همچنان همان مسیر قبلی را ادامه می‌دهد. چرا؟ چون یک جمله قدرتمند در ذهن همه شکل گرفته است: «این روش قبلاً جواب داده است.» مشکل دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

✅️ موفقیت، همیشه معلم خوبی نیست
طبیعی است که سازمان‌ها از تجربه‌های موفق خود یاد بگیرند. تجربه موفق گذشته ارزشمند است؛ اما اگر از آن یک نسخه دائمی بسازیم، همان موفقیت می‌تواند به یک محدودیت تبدیل شود. آنچه در شرایطی باعث موفقیت شده، لزوماً در شرایط جدید هم موفقیت‌آفرین نیست. بازار تغییر می‌کند، فناوری تغییر می‌کند، رفتار مشتری تغییر می‌کند، قوانین تغییر می‌کنند و حتی انتظارات کارکنان تغییر می‌کند. اما اگر سازمان همچنان با منطق گذشته تصمیم بگیرد، ممکن است مزیت دیروز به نقطه ضعف امروز تبدیل شود. به همین دلیل است که یکی از خطرناک‌ترین جملات در مدیریت می‌تواند این باشد: «ما همیشه همین کار را کرده‌ایم و موفق هم بوده‌ایم.»

✅️ داستانی که بارها تکرار می‌شود
بسیاری از سازمان‌ها زمانی که با یک روش به موفقیت می‌رسند، به تدریج همان روش را استاندارد می‌کنند. استاندارد شدن به خودی خود بد نیست؛ مشکل زمانی ایجاد می‌شود که استاندارد، جای فکر کردن را بگیرد. مدیر جدید می‌پرسد: «چرا این فرآیند این‌گونه طراحی شده است؟» پاسخ می‌آید: «سال‌هاست همین‌طور انجام می‌شود.» می‌پرسد: «آیا روش بهتری وجود ندارد؟» پاسخ: «قبلاً همین روش جواب داده است.» و به این ترتیب، تجربه‌ای که قرار بود سرمایه سازمان باشد، تبدیل به قفسی برای آن می‌شود.

✅️ نمونه‌ای در سازمان‌های دولتی
این مسئله را در سازمان‌های دولتی نیز می‌توان دید. ممکن است یک فرآیند اداری در زمانی طراحی شده باشد که ارتباطات الکترونیکی محدود بوده، مراجعه حضوری طبیعی بوده و حجم درخواست‌های مردم بسیار کمتر از امروز بوده است. سال‌ها بعد، سامانه‌های الکترونیکی ایجاد شده‌اند، اطلاعات به‌صورت برخط در دسترس است و مردم انتظار دارند بسیاری از خدمات را بدون مراجعه حضوری دریافت کنند. اما ممکن است هنوز همان فرآیند قدیمی، با همان امضاها، همان مکاتبات و همان مراحل ادامه داشته باشد. وقتی درباره حذف یک مرحله غیرضروری صحبت می‌شود، ممکن است پاسخ این باشد: «این فرآیند سال‌هاست اجرا می‌شود و مشکلی هم نداشته است.» اما سؤال واقعی این نیست که آیا این روش در گذشته جواب داده است؟ سؤال این است که آیا این روش، امروز هم بهترین روش ممکن است؟

✅️ سازمان‌های موفق بیشتر در معرض این دام‌اند
شاید در نگاه اول تصور کنیم سازمان‌های موفق باید کمتر در معرض شکست باشند. اما موفقیت گاهی اعتمادبه‌نفس سازمان را آن‌قدر بالا می‌برد که ضرورت تغییر را دیرتر احساس می‌کند. سازمان ناموفق معمولاً می‌داند که باید تغییر کند؛ چون فشار شکست را با تمام وجود احساس می‌کند. اما سازمان موفق ممکن است هنوز نشانه‌های خطر را جدی نگیرد. درآمد دارد، مشتری دارد، اعتبار دارد و ساختار موجود هم ظاهراً کار می‌کند. بنابراین انگیزه تغییر پایین می‌آید. در این شرایط، تغییر معمولاً زمانی آغاز می‌شود که دیگر انتخاب زیادی باقی نمانده است.

✅️ موفقیت را باید زیر سؤال برد
یکی از ویژگی‌های سازمان‌های یادگیرنده این است که فقط از شکست‌های خود یاد نمی‌گیرند؛ موفقیت‌های خود را هم بررسی می‌کنند. اگر یک سازمان در کاری موفق شده است، باید بپرسد چرا موفق شدیم؟ کدام بخش این موفقیت هنوز معتبر است؟ کدام عامل ممکن است دیگر کارایی گذشته را نداشته باشد؟ اگر شرایط تغییر کند، آیا همین روش همچنان جواب می‌دهد؟ این پرسش‌ها کمک می‌کنند سازمان میان وفاداری به تجربه و وابستگی به گذشته تفاوت بگذارد. مدیر باید گاهی موفقیت خود را به چالش بکشد. مدیری که فقط شکست‌ها را بررسی می‌کند، نیمی از واقعیت را می‌بیند. گاهی لازم است یک جلسه مدیریتی نه برای بررسی اینکه «چه چیزی خراب شده»، بلکه برای بررسی این سؤال برگزار شود: «چه چیزی در سازمان ما خوب کار می‌کند، اما ممکن است پنج سال دیگر دیگر کار نکند؟» این سؤال ساده می‌تواند ذهن مدیران را از رضایت ناشی از موفقیت فعلی، به سمت آمادگی برای آینده ببرد.

همچنین خوب است مدیران مراقب جمله‌هایی مانند «قبلاً امتحان کردیم»، «همیشه همین‌طور بوده»، «این روش برای ما جواب داده» و «نیازی به تغییر نیست» باشند.
هیچ‌کدام از این جملات لزوماً غلط نیستند؛ اما اگر بدون بررسی شرایط جدید گفته شوند، می‌توانند نشانه آغاز یک خطر باشند.

✅️ مسئله، تغییر برای تغییر نیست
البته نباید از این بحث به یک نتیجه افراطی رسید. هر چیزی که قدیمی است، الزاماً بد نیست و هر چیز جدیدی هم الزاماً بهتر نیست. مدیریت درست یعنی بتوانیم میان آنچه باید حفظ شود و آنچه باید تغییر کند تمایز بگذاریم. قرار نیست سازمان به خاطر مد روز بودن، هر سال همه چیز را عوض کند. قرار است هرگاه محیط تغییر کرد، سازمان بتواند دوباره به منطق تصمیم‌هایش نگاه کند. موفقیت واقعی زمانی ارزشمند است که سازمان را برای آینده آماده کند، نه اینکه آن را در گذشته متوقف کند.
شاید مهم‌ترین سؤال این باشد… گاهی باید از خودمان بپرسیم: اگر امروز این سازمان را از صفر می‌ساختیم، آیا باز هم همین فرآیندها، همین ساختارها و همین روش‌های مدیریتی را انتخاب می‌کردیم؟
اگر پاسخ «نه» باشد، شاید وقت آن رسیده که به جای دفاع از گذشته، درباره آینده فکر کنیم. زیرا سازمان‌ها معمولاً به خاطر اینکه یک‌باره تصمیم بسیار بدی گرفته‌اند زمین نمی‌خورند؛ گاهی به این دلیل زمین می‌خورند که تصمیم‌های خوبی را بیش از حد طولانی ادامه داده‌اند. موفقیت دیروز، سرمایه ارزشمندی است؛ اما اگر نتوانیم آن را با شرایط امروز و فردا بازنگری کنیم، ممکن است روزی همان موفقیت، دلیل شکست ما شود.

📌«مدیریت، فقط دانستن نیست؛ هنر تبدیل تجربه به تدبیر است.»📌

✍️ دکتر سید مهدی قریشی
📅 شنبه – ۹ آبان ۱۴۰۵

دسته بندی : علمی-پژوهشی
به اشتراک بگذارید : | | |