«کار تا جایی گسترش مییابد که زمان موجود برای انجام آن را پر کند.»
این جمله کوتاه، هسته اصلی قانون پارکینسون (Parkinson’s Law) است؛ قانونی که نه در آزمایشگاه، بلکه در دل سازمانها، ادارهها و ساختارهای بوروکراتیک متولد شد.
سیریل نورثکوت پارکینسون، تاریخنگار و نویسنده بریتانیایی، در دهه ۱۹۵۰ با نگاهی طنزآلود اما عمیق به نظام اداری بریتانیا، متوجه یک الگوی تکرارشونده شد:
کارها نه بر اساس «ماهیت و حجم واقعی»، بلکه بر اساس زمانی که در اختیار دارند کش میآیند.
✅️ قانون پارکینسون دقیقاً چه میگوید؟
بر خلاف تصور رایج، افزایش زمان یا منابع الزاماً به بهبود کیفیت یا سرعت کار منجر نمیشود.
پارکینسون نشان داد اگر برای یک گزارش ساده یک هفته زمان بدهیم، یک هفته طول میکشد. اگر همان گزارش را با ضربالاجل دو روزه بخواهیم، در دو روز هم آماده میشود. نه به این دلیل که کار قبلی پیچیدهتر بوده، بلکه چون زمان اضافی، بهطور طبیعی با جلسات بیشتر، بازنویسیهای غیرضروری، تأخیرهای توجیهپذیر و بوروکراسی خودساخته پر میشود.
✅️ چرا قانون پارکینسون در مدیریت دولتی پررنگتر است؟
در سازمانهای دولتی، بستر اجرای این قانون کاملاً مهیاست:
– نبود فشار رقابتی
– امنیت شغلی بالا
– فرآیندهای چندلایه تصمیمگیری
– پاسخگو نبودن نسبت به زمان و هزینه
در چنین فضایی، «تمام کردن کار» اولویت نیست؛ بلکه «طی کردن فرآیند» مهمتر از «رسیدن به نتیجه» میشود.
یک نامه اداری میتواند هفتهها بین واحدها بچرخد، نه چون پیچیده است، بلکه چون: «هنوز وقت داریم.»
✅️ بوروکراسی؛ تغذیهکننده پنهان قانون پارکینسون
بوروکراسی، وقتی از حد ضرورت عبور میکند، به بزرگترین متحد قانون پارکینسون تبدیل میشود. هرچه زمان بیشتر باشد، فرمها، بیشتر میشوند، امضاها تکثیر میشوند، جلسات جای اقدام را میگیرند، مسئولیتها پخش و رقیق میشوند، در نهایت، هیچکس احساس فوریت نمیکند و هیچکس هم مسئول تأخیر نیست.
✅️ پیامدهای مدیریتی؛ هزینهای که دیده نمیشود
خطر قانون پارکینسون فقط «کندی» نیست؛ بلکه:
– کاهش بهرهوری پنهان
– فرسودگی کارکنان فعال
– تقویت بیتفاوتی سازمانی
– عادی شدن تأخیر و توجیه آن
– از بین رفتن اعتماد اربابرجوع
سازمانی که به زمان حساس نیست، بهتدریج به نتیجه هم حساس نخواهد بود.
✅️ راهحل مدیریتی چیست؟ زمان را جدی بگیریم
قانون پارکینسون هشدار میدهد که مدیریت زمان، فقط مهارت فردی نیست؛ تصمیمی ساختاری است. مدیران مؤثر:
– ضربالاجلهای واقعی و کوتاه تعیین میکنند
– خروجیمحور فکر میکنند نه فرآیندمحور
– جلسات را محدود و هدفمند میسازند
– زمان را «منبع کمیاب» تلقی میکنند، نه دارایی نامحدود
– پاسخگویی زمانی را به یک ارزش سازمانی تبدیل میکنند.
✅️ قانون پارکینسون در ادارات ایران؛ وقتی «وقت داریم» به فرهنگ سازمانی تبدیل میشود
در بسیاری از ادارات ایران، قانون پارکینسون نه یک استثنا، بلکه روال غالب کار است. بخش قابلتوجهی از تأخیرها نه به پیچیدگی کار، بلکه به عادی شدن کشدادن زمان برمیگردد. در عمل، چنین الگوهایی بهوفور دیده میشود:
– کاری که میتواند در یک روز انجام شود، به «هفته آینده» موکول میشود؛ نه به دلیل حجم کار، بلکه چون ضربالاجل واقعی وجود ندارد.
– پاسخ به اربابرجوع به جای «حل مسئله»، به «ارجاع به واحد دیگر» تبدیل میشود.
– جلسات متعدد برای تصمیمی ساده برگزار میشود، بدون آنکه مسئول نهایی تصمیم مشخص باشد.
– تأخیر، نه بهعنوان ناکارآمدی، بلکه بهعنوان «طبیعی بودن فرآیند اداری» پذیرفته میشود.
در چنین فضایی، زمان نه ابزار مدیریت، بلکه حاشیه امن سازمانی است.
✅️ پیامد اجتماعی؛ بیاعتمادی عمومی
قانون پارکینسون فقط یک مسئله درونسازمانی نیست؛ پیامد آن مستقیماً به جامعه منتقل میشود:
– اربابرجوعی که بارها مراجعه میکند، اما پاسخ مشخص نمیگیرد.
– کارآفرینی که در پیچوخم زمانهای اداری فرسوده میشود.
– شهروندی که تأخیر را نشانه بیتوجهی میداند، نه کمبود منابع.
به این ترتیب، زمانِ بیمدیریت به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر میشود.
✳️ قانون پارکینسون به ما یادآوری میکند که مشکل بسیاری از ناکارآمدیها، کمبود منابع نیست؛ فراوانی زمانِ بیمدیریت است. در مدیریت دولتی، اصلاح ساختار بدون اصلاح نگاه به زمان، اغلب بینتیجه میماند.
تا وقتی زمان جدی گرفته نشود، کارها هم جدی گرفته نخواهند شد.
✍️ به قلم: دکتر سید مهدی قریشی
📅 شنبه – ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۴