شما اینجا هستید   |

سازمان‌های در آستانه ترکیدن!
از تجربه تا تدبیر؛ نگاهی تازه به مدیریت امروز

سازمان‌های در آستانه ترکیدن!

گاهی بحران‌ها ناگهانی به نظر می‌رسند؛ یک استعفای جمعی، یک تجمع اعتراضی، یک خطای بزرگ اداری یا فروپاشی روحیه کارکنان. مدیران در چنین لحظاتی می‌گویند: «چطور یک‌دفعه این اتفاق افتاد؟» اما واقعیت این است که هیچ سازمانی ناگهان نمی‌ترکد. پیش از هر انفجار، فشارهایی انباشته شده‌اند که دیده نشده یا جدی گرفته نشده‌اند.
«تئوری بادکنک» استعاره‌ای ساده اما دقیق از همین وضعیت است. بادکنک تا زمانی که در محدوده ظرفیتش باد شود، سالم می‌ماند. اما اگر بی‌وقفه و بی‌توجه به ظرفیت، هوا به آن اضافه کنیم، سرانجام در نقطه‌ای نامعلوم می‌ترکد. نه زمان دقیق ترکیدن روشن است و نه محل آن؛ تنها چیزی که قطعی است، اصل ترکیدن است.

✅️ فشارهای انباشته چگونه شکل می‌گیرند
در سازمان‌ها، این فشارها اشکال مختلفی دارند؛ افزایش بی‌وقفه حجم کار بدون افزایش منابع، تصمیم‌های لحظه‌ای و متناقض، ارزیابی‌های غیرمنصفانه، بی‌عدالتی ادراک‌شده، سکوت تحمیلی، یا حتی جلسات بی‌پایان و بی‌نتیجه. هرکدام از این‌ها به‌تنهایی شاید مسئله‌ای بزرگ نباشند؛ اما تکرار و انباشت آن‌هاست که سازمان را به مرز تحمل می‌رساند.
در بسیاری از سازمان‌ها، این انباشت فشار به شکل ظریفی اتفاق می‌افتد. پروژه‌های جدید تعریف می‌شوند، اما نیرو و اختیار متناسب داده نمی‌شود. بخشنامه‌های متوالی صادر می‌شود، اما هماهنگی بین واحدها شکل نمی‌گیرد. مدیران تغییر می‌کنند، اما اولویت‌ها هر بار دگرگون می‌شود. نتیجه، افزایش تدریجی فشار روانی و ساختاری است؛ فشاری که دیده نمی‌شود، اما حس می‌شود.

✅️ فشارهای انباشته در سازمان‌های دولتی
در سازمان‌های دولتی ایران، نمونه‌های این فشار انباشته کم نیست. واحدی که سال‌ها با کمبود نیروی انسانی اداره می‌شود، اما مأموریت‌های جدید به آن افزوده می‌شود. کارشناسی که هم‌زمان باید پاسخ‌گوی ارباب‌رجوع، سامانه‌های جدید، گزارش‌های دوره‌ای و جلسات متعدد باشد. مدیری میانی که از بالا تحت فشار تحقق شاخص‌هاست و از پایین با نارضایتی کارکنان مواجه است. در چنین فضایی معمولاً جمله‌ای تکراری شنیده می‌شود: «فعلاً تحمل کنید.» اما تحمل، اگر جایگزین اصلاح ساختار شود، به انباشت فشار می‌انجامد.
این فشارها در ابتدا نشانه‌های کوچکی دارند؛ افزایش غیبت‌های کوتاه، افت انگیزه، بی‌حوصلگی در پاسخ‌گویی، افزایش تعارض‌های جزئی. اما اگر جدی گرفته نشوند، ناگهان به بحران‌های بزرگ‌تری تبدیل می‌شوند.

✅️ انتقال فشار؛ مشکل حل نمی‌شود، جابه‌جا می‌شود
یکی از نکات مهم در استعاره بادکنک، پدیده انتقال فشار است. وقتی در یک نقطه فشار وارد می‌شود، هوا به سمت دیگری منتقل می‌شود. در سازمان‌ها نیز همین اتفاق می‌افتد.
فرض کنید در یک اداره، واحد نظارتی تصمیم می‌گیرد سخت‌گیری‌ها را افزایش دهد تا «انضباط» بیشتر شود. در ظاهر، کنترل‌ها دقیق‌تر می‌شود؛ اما فشار حاصل از این سخت‌گیری به واحد اجرایی منتقل می‌شود. کارکنان اجرایی باید وقت بیشتری صرف پاسخ به مکاتبات، مستندسازی و گزارش‌نویسی کنند. نتیجه؟ کاهش زمان خدمت واقعی به مردم، افزایش خستگی، و شکل‌گیری نارضایتی پنهان.
یا زمانی که مدیر ارشد برای جبران ضعف عملکرد، ضرب‌الاجل‌های غیرواقع‌بینانه تعیین می‌کند، فشار از سطح مدیریت به بدنه منتقل می‌شود. ممکن است در کوتاه‌مدت گزارشی تحویل داده شود، اما در بلندمدت کیفیت کاهش می‌یابد و فرسودگی افزایش پیدا می‌کند. در این حالت، مسئله حل نشده؛ فقط از بخشی به بخش دیگر منتقل شده است. درست مثل بادکنکی که با فشار دادن یک سمتش، سمت دیگرش برجسته می‌شود.

✅️ رشد بی‌برنامه؛ بادکنکی بزرگ اما خالی
کاربرد دیگر این استعاره، درباره سازمان‌هایی است که بی‌برنامه رشد می‌کنند. در برخی دستگاه‌ها، ساختار به‌سرعت گسترش می‌یابد: پست‌های جدید تعریف می‌شود، چارت بزرگ‌تر می‌شود، ساختمان‌ها افزایش می‌یابد. اما هم‌زمان فرهنگ سازمانی، نظام شایستگی، آموزش مدیران و فرآیندهای حرفه‌ای متناسب با این رشد توسعه پیدا نمی‌کند. نتیجه، سازمانی بزرگ اما کم‌اثر است؛ بادکنکی که از بیرون حجیم و چشمگیر است، اما درون آن خالی است.
چنین سازمانی شاید در ظاهر گسترده و پرهزینه باشد، اما در برابر کوچک‌ترین تغییر یا بحران، آسیب‌پذیر است. زیرا استحکام درونی ندارد؛ تنها حجم دارد.

✅️ چرا ترکیدن ناگهانی به نظر می‌رسد؟
مشکل اصلی اینجاست که انسان‌ها و سازمان‌ها معمولاً تا آخرین لحظه تاب می‌آورند و پیش می‌روند. کارکنان سکوت می‌کنند، کار اضافه را می‌پذیرند، اعتراض را در دل نگه می‌دارند، و برای حفظ شغل یا موقعیت خود، فشار را می‌پذیرند. این سکوت، گاهی مدیران را دچار توهم ثبات می‌کند.

این همان مرحله‌ای است که ظاهراً همه‌چیز «عادی» به نظر می‌رسد اما همین سکوت، نشانه خطر است. وقتی ظرفیت نادیده گرفته شود، یک اتفاق کوچک می‌تواند جرقه بحران شود: یک اختلاف ساده،یک تغییر مدیریتی، یک تصمیم بحث‌برانگیز، یا حتی یک اشتباه ساده. آنچه ناگهان دیده می‌شود، نتیجه سال‌ها فشار انباشته است. مدیران معمولاً همان جرقه را علت بحران می‌دانند، در حالی که آن فقط آخرین فوت هوا به بادکنک بوده است.

✅️ هنر مدیریت؛ شناخت ظرفیت
مدیریت هوشمند، فقط افزایش بهره‌وری نیست؛ مدیریت ظرفیت نیز هست. مدیریت هوشمند یعنی شناخت ظرفیت واقعی انسان‌ها و سیستم‌ها. نه فشار بی‌حد، نه رشد بی‌قاعده، نه سخت‌گیری بدون درنظرگرفتن پیامدها.
مدیران اگر می‌خواهند سازمانشان در آستانه ترکیدن قرار نگیرد، باید پیش از هر چیز بپرسند:
* آیا حجم انتظارات با منابع هم‌خوان است؟
* آیا فشارها عادلانه توزیع شده‌اند؟
* آیا رشد سازمان همراه با تقویت زیرساخت‌های انسانی و فرهنگی بوده است؟
* آیا نشانه‌های فرسودگی دیده می‌شود یا نادیده گرفته می‌شود؟

✅️ هشدار مدیریتی
سازمان‌هایی که ناگهان دچار بحران می‌شوند، معمولاً از مدت‌ها قبل نشانه‌هایی داشته‌اند. بی‌حوصلگی کارکنان، افزایش تعارض‌های کوچک، افت کیفیت کار، افزایش غیبت یا حتی شوخی‌های تلخ در راهروها، همه می‌توانند نشانه‌های بادکنکی باشند که بیش از حد پر شده است. مدیریت خردمندانه یعنی پیش از آنکه صدای انفجار شنیده شود، صدای نفس‌های سنگین سازمان را بشنویم. سازمان‌ها هم ظرفیت دارند. اگر آن را نبینیم، روزی می‌بینیم که دیگر دیر شده است.

✍️ به قلم: دکتر سید مهدی قریشی
📅 شنبه – ۲ اسفند ماه ۱۴۰۴

دسته بندی : علمی-پژوهشی
به اشتراک بگذارید : | | |