در دنیای مدیریت، یکی از استعارههای مشهور و تاثیرگذار، تئوری اسب مرده (Dead Horse Theory) است. این نظریه با یک جمله ساده، اما بسیار عمیق آغاز میشود: “اگر فهمیدی اسبی مرده است، بهترین کار این است که از آن پیاده شوی.”
اما در بسیاری از سازمانها ( بهویژه سازمانهای دولتی ) داستان دقیقا برعکس است. بهجای پیاده شدن از اسب مرده، تلاش میکنیم آن را زنده جلوه دهیم. بیشتر هزینه میکنیم، آییننامه جدید مینویسیم، نیرو اضافه میکنیم، و جلسه پشت جلسه برگزار میکنیم… اما اسب، همچنان مرده است.
✅ تئوری اسب مرده یعنی چه؟
در ادبیات مدیریتی، «اسب مرده» نماد هر چیزی است که دیگر جواب نمی دهد یا به عبارتی استعارهای است از:
• ساختارهای ناکارآمد
• فرآیندهای کهنه و بدون اثربخشی
• برنامهها و سیاستهایی که دیگر نتیجه نمیدهند
• افرادی که در جای نادرست قرار گرفتهاند
• سیستمهایی که بهجای حل مسئله، خود مسئله شدهاند
• سیاستهایی که فقط به خاطر تاریخچهشان ادامه مییابند
• جلساتی که فقط مصرف انرژی دارند
• پروژههایی که همه میدانند شکست خوردهاند اما کسی جرأت توقف ندارد
• کارکنانی که سالهاست انگیزش و انرژی خود را از دست دادهاند
در چنین شرایطی، هر مقدار تلاش بیشتر، فقط هزینه را بالا میبرد، نه نتیجه را.
✅ سازمانهای دولتی؛ بزرگترین اصطبل اسبهای مرده
در بخش دولتی ایران – و البته بسیاری از کشورها – نشانههای اسب مرده فراوان است:
۱. ادامه دادن روشهای قدیمی فقط چون «همیشه همینطور بوده»
فرآیندهایی که ۲۰ سال پیش طراحی شدهاند، هنوز پابرجا هستند؛ سامانههایی که فقط ظاهراً الکترونیکاند اما در عمل هزار ایست بازرسی دارند؛ گزارشهایی که تولید میشوند اما هیچ تصمیمی بر اساس آنها گرفته نمیشود؛ اینها نمونهای از «اسبهای مرده» هستند. در برخی دستگاهها، حتی پرسیدن «چرا این کار را میکنیم؟» با مقاومت روبهرو میشود.
۲. افزایش منابع بهجای حل مسئله
بودجه بیشتر، نیروهای جدید، خرید تجهیزات… اما وقتی اصل سیستم معیوب است، تزریق منابع تنها جسدی را چاقتر میکند، نه زندهتر.
۳. تشکیل کمیتههای متعدد برای زنده کردن اسب مرده
بهجای توقف یک پروژه ناکارآمد، کمیتهی آسیبشناسی، کمیتهی اصلاح، کمیتهی نظارت، کمیتهی فوقالعاده و… ایجاد میشود!
نتیجه؟ جلسات بیشتر، خروجی کمتر.
۴. تکیه بر افراد نادرست به دلیل روابط و ملاحظات
گاهی مدیران میدانند فردی در جای اشتباه نشسته،اما بهجای تغییر، او را با دوره آموزشی، تشویقی، مأموریت یا انگیزشیهای سطحی «زنده نگه میدارند». این تلاشها معمولاً بینتیجه است؛ چرا که مشکل، “نقش” است، نه “شخص”.
✅ چند «اسب مرده» آشنا در مدیریت دولتی ایران
اینها نمونههایی هستند که همه ما تجربه کردهایم:
▪ ثبت امضاهای تکراری در فرآیندها
سالهاست نقد میشود، اما همچنان باقی است.
▪ پروژههای فناوری اطلاعات که بعد از میلیاردها هزینه هنوز کار مردم را حل نمیکنند. اما هر سال نسخه جدیدی رونمایی میشود!
▪ گزارشهایی که هیچکس نمیخواند اما باید هر ماه تولید شوند.
▪ کارمندانی که سالهاست انگیزه ندارند اما تغییر نمیکنند. بهجای اصلاح نقش، فقط دوره آموزشی گذاشته میشود.
▪ جلساتی که ساعتها طول میکشد اما یک تصمیم واقعی نمیگیرند. اما جلسه بعدی «برای پیگیری مصوبات» تشکیل میشود.
اینها همه اسبهای مردهاند؛ اما همچنان سوارشان هستیم.
✅ مدیریت منابع انسانی و اسبهای مرده
در HR، این استعاره کاربردهای مهمی دارد:
✔ نگهداشتن نیروهایی که سالهاست بیانگیزهاند: گاهی ادامه همکاری با کارکنانی که بهرهوریشان به صفر رسیده، فقط انرژی سازمان را میگیرد.
✔ اصرار بر مدل ارزیابی عملکردی که هیچ کس به آن اعتقاد ندارد: مدلهای ناکارآمد هر چقدر هم پیچیده و زیبا باشند، اگر اثربخش نباشند، «اسب مرده» هستند.
✔ چسبیدن به ساختارهای شغلی قدیمی: شغلهایی که سالهاست منسوخ شدهاند، اما در چارت سازمانی همچنان زنده نگه داشته میشوند.
✅ مدیران تحولگرا؛ کسانی که از اسب مرده پیاده میشوند
مدیران تحولگرا شجاعت این را دارند که بگویند: “این مسیر جواب نمیدهد؛ باید تغییر کنیم”. آنها بهجای افزایش نیروی انسانی، تزریق بودجه، پیچیدهتر کردن فرآیندها به سراغ چارچوبهای جدید، ساختارهای تازه و ایدههای جایگزین میروند.این شجاعت، زیربنای تحول سازمانی است.
✅ چه وقت باید فهمید اسب مرده است؟
سه نشانه ساده:
۱٫ تلاشهای بیشتر، نتیجه بیشتری ایجاد نمیکند.
۲٫ هیچکس به اثربخشی روش فعلی باور ندارد، اما همه از روی عادت ادامه میدهند.
۳٫ وقتی افراد خلاق، سازمان را ترک میکنند و فقط افراد سازگار با وضعیت باقی میمانند.
در چنین وضعیتی، ادامه مسیر، فقط فرسایش سازمان است.
✅ نسخه مدیریتی این هفته
سه کار که هر مدیر باید انجام دهد:
۱️⃣ فهرستی از اسبهای مرده سازمان تهیه کن. برنامههایی که دیگر اثر ندارند را بهصراحت علامتگذاری کن.
۲️⃣ یک توقف شجاعانه داشته باش. بعضی سیاستها باید «خاتمه» پیدا کنند، نه «ترمیم».
۳️⃣ مسیر جدید طراحی کن. چیزی را جایگزین کن که با نیازهای امروز سازگار باشد، نه با خاطرات دیروز.
✳ «تئوری اسب مرده» یک هشدار مدیریتی است: اگر مسیر اشتباه را ادامه دهید، نهتنها به مقصد نمیرسید، بلکه فرسوده هم میشوید. گاهی بزرگترین تحول در سازمان، آغاز یک کار جدید نیست؛ پایان دادن به یک کار اشتباه است.
✍️ به قلم: دکتر سید مهدی قریشی
📅 شنبه – ۲۴ آبان ماه ۱۴۰۴